اضطراب جدایی یکی از رایج ترین چالش هایی است که والدین با آن روبرو هستند. این امر میتواند جدایی کودک نزد یک مراقب یا مهدکودک را دشوار کند و کیفیت زندگی را هم برای والدین و هم برای کودک تضعیف کند. اضطراب جدایی مسئله ای کاملاً طبیعی است، به خصوص در کودکان بسیار کوچک .
کودکان به طور طبیعی آرزو دارند کنار مراقبان خود باشند و جدایی ها این صمیمیت را به خطر می اندازد. مدیریت اضطراب جدایی مستلزم آن است که والدین بین نیاز کودک به نزدیک ماندن کنارآنها تعادل برقرار کنند و انتظار داشته باشند که کودکان با بزرگتر شدن به تدریج مستقل تر شوند.
در برخی از کودکان، اضطراب جدایی بسیار فراتر از سنین کودکی و پیش دبستانی ادامه می یابد و بر توانایی آنها برای حضور راحت در مدرسه یا گذراندن وقت با دوستان تأثیر می گذارد. این نوع از اضطراب جدایی شدید 4 درصد از کودکان و 1.6 درصد از نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد.
اضطراب جدایی معمولاً از 6 یا 7 ماهگی کودک شروع می شود، سپس در سنین کودکی و پیش دبستانی به اوج خود می رسد.
اضطراب جدایی در کودکان: علائم و آنچه طبیعی است
اضطراب جدایی معمولاً از 6 یا 7 ماهگی کودک شروع می شود، سپس در سنین کودکی و پیش دبستانی به اوج خود می رسد. کودکان بزرگتر ممکن است گهگاه دچار حملات اضطراب جدایی شوند، به خصوص در موقعیت های جدید مانند قبل از رفتن به اردو.
نوزادان و کودکان خردسال ممکن است علائمی مانند علائم زیر را نشان دهند :
• عدم تمایل به تنها خوابیدن
• گریه کردن هنگام رفتن یک مراقب
• خشمگین شدن برای جلوگیری از دور شدن مراقب
• مضطرب بودن در مورد جدایی
• چسبیدن به والدین قبل از جدایی
کودکان بزرگتر ممکن است علائم دیگری داشته باشند، از جمله:
• دروغگویی و سایر رفتارها برای جلوگیری از رفتن به مدرسه
• تغییرات در رفتار با نزدیک شدن به جدایی
• نگرانی بیش از حد در مورد والدین یا سایر عزیزان
وقتی اضطراب جدایی شدید است: اختلال اضطراب جدایی چیست؟
هنگامی که اضطراب جدایی شدید و مزمن باشد، یا زمانی که در زندگی روزمره اختلال ایجاد کند، ممکن است به عنوان یک تشخیص اختلال در سلامت روان در نظر گرفته شود .
محققان نمی دانند چه چیزی باعث اختلال اضطراب جدایی می شود. مانند سایر شرایط سلامت روان، احتمالاً ترکیبی از عوامل اجتماعی، بیولوژیکی و روانی است. کودکان با سابقه تروما یا بدرفتاری ممکن است آسیب پذیرتر باشند. علائم معمولا در مدرسه ابتدایی، بین کلاس های سوم تا پنجم ظاهر می شود. این علائم عبارتند از:
• ترسیدن از تنها خوابیدن
• نگرانی بیش از حد و مزمن در مورد سلامتی والدین
• امتناع از رفتن به مدرسه یا گریه کردن هر روز قبل از مدرسه
• کابوس های جدایی
• شکایات جسمی مانند درد عضلانی و معده درد
• عدم تمایل به تنها ماندن
• نگرانی مزمن در مورد گم شدن
• نگرانی های ایمنی غیر معمول
• چسبنده بودن به گونه ای که سن معمولی ندارد، مانند زمانی که یک کودک 10 ساله می خواهد با والدین خود باشد نه دوستانش.
• عدم تمایل به انجام کارهای سرگرم کننده یا گذراندن وقت با دوستان اگر به معنای دور بودن از خانه است
چگونه با اضطراب جدایی مقابله کنیم؟
اضطراب جدایی تقصیر کسی نیست. این نشانه این نیست که کودک لوس شده یا به او تعارض شده است . ناراحتی که کودکان احساس میکنند بسیار واقعی است. انتخاب مراقبت جدید مناسب نیز برای کاهش اضطراب جدایی حیاتی است. مهدکودک، پرستاران و پرستاران کودک که به نیازهای کودک حساس هستند می توانند کمک کنند. با مراقبین در مورد اهمیت آرامش دادن و پرت کردن حواس کودک صحبت کنید نه اینکه در حین گریه آنها را نادیده بگیرید یا آنها را به خاطر مضطرب شدن تنبیه کنید.
برخی تحقیقات نشان می دهد که ایجاد یک دلبستگی ایمن می تواند اضطراب جدایی را کاهش دهد. این بدان معناست که مهدکودکهایی که هر روز پرستاران ثابت کودک دارند، ممکن است گزینههای بهتری نسبت به فهرستی از مراقبان کودکان باشند که همیشه در حال تغییر هستند.
برخی از استراتژیهای دیگری که والدین میتوانند برای تسهیل جدایی اتخاذ کنند عبارتند از:
• یک مراسم راحت (اما کوتاه) برای جدایی ایجاد کنید. برخی از کودکان دوست دارند یک پتوی خاص داشته باشند، آهنگی بخوانند یا تعداد مشخصی بوسه دریافت کنند.
• با کودکان در مورد دلیل مضطرب بودنشان صحبت کنید. کودکان خردسال ممکن است در بیان ترس های خود مشکل داشته باشند، اما کودکان بزرگتر اغلب می توانند آنها را توضیح دهند. ممکن است متوجه شوید که مشکل جدایی نیست، بلکه مشکل چیز دیگری است، مانند معلم بداخلاق یا قلدری در مدرسه.
• زمان ملاقات را به زبانی که کودکان می توانند بفهمند توضیح دهید. برای مثال، ممکن است به یک کودک نوپا بگویید که او را بعد از چرت زدن، هنگام شام یا بعد از بیداری خواهید دید.
• صادق باشید و به وعده ها وفا کنید. نگویید که نمیروید یا فقط زمانی میروید که کودک اجازه بدهد، فقط یک دقیقه دیگر برمیگردید.
• جدایی را در زمینه های کم استرس تمرین کنید. سعی کنید کودک را برای یک ساعت در خانه پدربزرگ رها کنید یا از عمو یا عمه محبوب خود دعوت کنید تا آنها را به گردش ببرند. این کار کودک را به جدایی ها عادت می دهد و می تواند به آمادگی برای انتقال به مدرسه کمک کند.
• زمان زیادی را صرف صحبت در مورد جدایی قبل از وقوع آن نکنید. این می تواند باعث ایجاد اضطراب شود.
• هنگامی که عزیمت شما نزدیک می شود، در مورد کارهای سرگرم کننده ای که فرزندتان می تواند در زمانی که شما نیستید انجام دهد صحبت کنید.
• در هنگام خروج، محبت و محبت داشته باشید، حواس پرت یا ناامید نباشید.
• برای حمایت از کودک مبتلا به اضطراب جدایی با مراقبین آنها برنامه ای تهیه کنید. هر مراقب باید چندین استراتژی داشته باشد تا بتواند به آرام کردن کودکی که مضطرب یا ناراحت است کمک کند. مراقبین هرگز نباید کودکی را که گریه می کند نادیده گرفته یا تنبیه کنند.
اضطراب جدایی هم برای والدین و هم برای فرزندان می تواند دشوار باشد. والدین ممکن است در هر جدایی احساس استرس کنند یا تمام زندگی خود را تنظیم کنند تا زمانی که کودک دارای اضطراب شدید است، جدایی ها را کاهش دهند. این می تواند کل خانواده را تحت تأثیر قرار دهد و حتی باعث مشاغل ضعیف شن مشاغل شود . یک درمانگر می تواند به خانواده ها کمک کند تا اضطراب جدایی را به گونه ای مدیریت کنند که تروما را به حداقل برساند و نیازهای هر یک از اعضای خانواده را رعایت کند.